نگاه اسطوره‌ای به محمدرضاشجریان - بخش اول



اسطوره، یکی از مهمترین و بارزترین مشخصه‌هایی‌ست که با آن می‌توان هر ملتی را تجزیه و تحلیل کرد و چنین و چنانی‌اش را با چنان و چنینی اسطوره‌ها ربط داد وهمین سبب هم هست که بانی انواع و اقسام مطالعات اسطوره‌ای شده است، از اسطوره‌شناسی و ذهن اسطوره‌ساز گرفته تا تعریف اسطوره و مقایسه اسطوره‌ها.

فقدان علم کافی نسبت به مسائل اسطوره‌ای سبب می‌شود که اذعان داشته باشم موضوع این مقاله اینقدر مهم و پر ملات است که نیاز  به ورز داده شدن بسیار و تحقیق حضینی دارد که تنها از عهده کارشناسان و پژوهشگران امر بر می‌آید. اما از آنجا که یکی از مباحث اصلی اسطوره، ذهن اسطوره ساز است لذا دخیل بودن افکار و توقعات و خواسته‌های اشخاص عام یک جامعه در شکل گیری یک اسطوره امری‌ست بدیهی و مطرح شدن خواسته‌ها و نگاه‌های آنها یکی از ارکان اصلی بحث اسطوره شناسی‌ست. و بدین سبب هم هست که بحث، نگاه اسطوره‌ای به محمد رضا شجریان را آغاز کردم تا در کمترین اتفاق ممکن دست به روشنگری شخصی زده باشم.

چند مدتی می‌شود که ذهن اکثر اهالی هنر و خصوصا اهالی موسیقی اصیل ایرانی درگیر مباحث اسطوره‌ای‌ِ شخص استاد محمد رضا شجریان شده‌ است. این موضوع به وضوح بعد از کنسرت همایون شجریان و آن سخنرانی کذایی محمد رضا شجریان در مورد قطع برق، آب و تاب بیشتری به خود گرفت و حتی پایش به یکی از ماهنامه‌های موسیقی هم باز شد که در ادامه از آن مفصل‌تر یاد خواهم کرد.

بررسی و ریسیدن شخصیت استاد محمد رضا شجریان با تار و پود‌های اسطوره‌ای، به راحتیِ یک محاوره دوستانه و نظردهی اینترنتی و گپی در بزم شبانه نیست. بی‌شک ذهن‌های همیشه درگیر افرادی که محققانه، تفکرات و دانسته‌های خود را به همراه برداشت‌های واقعی و اجتماعی استاد محمدرضا شجریان در هم می‌آمیزند، مولد سوال‌هایی‌ست که پاسخ گویی به آنها نه‌ تنها می‌تواند باعث روشنگری شخصی شود بلکن با پیگیری و شائبه بیشتر می‌تواند اثری بهینه و هدف‌دار بر این قائله داشته باشد.

هر شنونده‌ی موسیقی اصیل ایرانی در مقام یک شخصیت اسطوره ساز- مقامی که هر ایرانی در چهارچوب مبانی اسطوره‌ای از آن برخوردار است- به این نتیجه رسیده‌ است  که استاد محمد رضا شجریان بدون شک در موسیقی اصیل ایرانی تبدیل به اسطوره‌ای زنده شده است و از آنجا که اسطوره‌ها را برخوردار از قدرتهای آنچنانی می‌پندارد توقع‌هایی را در سر می‌پروراند که گاها از صحت و سقم آنها از نظر یک محقق اسطوره شناس بی‌خبرم.

در همین ایام و با این اوصاف و احوال رانده شده و این نگرش جدید، مطلبی در آخرین شماره ماهنامه "فرهنگ و آهنگ 22" چاپ می‌شود با عنوان، "شجریان، محبوبیت و چالش‌ها" به همراه مصاحبه‌ای مفصل با استاد محمد رضا شجریان.
موضوع این مقاله‌ی تقریبا نیم صفحه‌ای، بر میگردد به شخصیت اسطوره‌ای استاد شجریان و توقع ‌هایی که از یک اسطوره‌ی زنده می‌رود. با این که می‌توان این مقاله را حاصل یک نگاه بسیار اجمالی و گذرا به این موضوع دید تا یک تحقیق عمیق-تا بدانجا که مقام اسطوره را در کنار شخصیت‌های معروف و فوتبالیست‌ها قرار داده است- اما از مصاحبه‌ی مفصلی که در کنار آن با استاد شجریان شده‌ است نمی‌توان به سادگی گذشت.
در یکی از سوال‌های این مصاحبه موضوع قدرت چهره‌های محبوب– که قطعا همان اسطوره مورد بحث ماست- از استاد شجریان سوال شده است که متن سوال و جواب دقیقا در زیر آورده شده است:


سوال از فرهنگ و آهنگ:
اصولا هنرمندان و ورزشکاران و چهره‌های محبوب بین مردم تاثیر گذاری‌های خیلی بسزایی در مردم و ذهنشان دارند و صاحبان قدرت هم بر این موضوع واقف‌اند. اینجا این سوال مطرح است که بنظر می‌آید هنرمندان ما در ابن باره کمی منفعل هستند و با وجود اینکه تمام زندگی هنرمند–بحث شغل را نمی‌خواهم بیان کنم- هنرش است، وقتی در تمام زندگی هنرمندان دست می‌گذارند و محدودشان می‌کنند، چهره‌های هنری ما چه موضعی مقابل سیاست‌ها باید داشته باشند؟

جواب از استاد شجریان:
نمیتوانند موضعی داشته باشند. برای اینکه فردا از نان خوردن می‌افتند. کار دیگری هم بلد نیستند. چون این کار را بلدند و این کار، کار هر کسی نیست. او دنبالش رفته، سال‌ها وقت گذاشته تا هنرمند شده. حالا نمی خواهد گرسنه بماند، کار دیگری نمی‌تواند بکند. او کارش هنرش است و وقتی این گونه مشکل ایجاد می‌کنند، هنرمند زندگی‌اش و همه چیزش تحت الشعاع قرار میگیرد. این است که بعضی از هنرمندان مجبورند تن به هر کاری بدهند تا زنده بمانند و شکم خود را سیر کنند و متاسفانه ارزش کار در این حد پایین می‌آید. یعنی موسیقی میشود مثل شیر بی‌یال و دم و اشکم. موسیقی این گونه می‌‌شود که می‌گویند اینجا را بزن، اینجا این کار را بکن، چهار مضراب نداشته باشد، ریتم نداشته باشد تا ما بتوانیم پخش کنیم. این موسیقی به درد نمی‌خورد، موسیقی هنگامی خوب است که هنرمند وقتی می‌خواهد خلق کند آزاد باشد، جلویش را نگیرند کارش را بکند. این جامعه است که قبول میکند یا نمیکند، نه ادارةی ارشاد. گاهی اوقات هم به بعضی از کارهایی مجوز دادند که اگر قرار بود مجوز ندهند به آنها نباید می‌دادند و به چیزهایی اجازه ندادند که می‌باید در جامعه می‌بود. صرفا سلیقه‌ی شخصی‌است و یک دستور است که به او داده‌اند.


اولین احساساتی که در مواجه با این جملاتِ استاد شجریان گریبان یک ایرانی شنونده موسیقی اصیل را میگیرد، یاسی سنگین از خبر بوقوع نپیوستن توقعات شخصی‌ از شخصیت اسطوره‌ای استاد محمد رضا شجریان است. که:
آیا محمد رضا شجریان هم مشکلی مالی معیشتی و آب نان دارد؟
آیا تفکرات این ایام محمد رضا شجریان می‌باید همانند یک استاد عادی موسیقی باشد که تنها حرفه‌اش تدریس در آموزشگاههای خصوصی‌ست؟
آیا تمام ابهت محمدرضاشجریان و پتانسیل پرستیده شدن ایشان توسط میلیون‌ها ایرانی تنها باید در تعداد بلیت‌های فروش رفته کنسرت در چند ساعت تخلیه شود؟
آیا قدرت ایستادگی و تقابل محمد رضا شجریان در برابر وضعیت نابسامان موسیقی همانند هر دانشجو و دانشیار و آهنگساز و نوازنده‌ای موسیقی است؟

در نخستین نگاه، قضاوتِ یکطرفه، کفه‌ی حق را به نفع ذهن اسطوره ساز -یا بهتر بگویم شنونده موسیقی اصیل یا بهتر بگویم یک شهروند ایرانی- در برابر اسطوره‌اش سنگین می‌کند و اینطور می‌نماید که اسطوره در برابر خواسته‌ها و توقعات مخاطبینش امهال کرده یا میکند.!
اما تنها کمی تامل و دو طرفه کردن نگاه کافی‌ست تا متوجه شد تمامی این حق‌های یک جانبه یا روشنتر بنگارم سوالهای رانده شده تنها در گرو و پسرخوانده‌گی یک سوال اصلی بر‌می‌آید که چنان چه به آن جوابی داده نشود، اصولا محق بودن تمامی این توقعات و سوالات، به طرز هولناکی زیر سوال میرود و اینبار نگاه اسطوره ساز خواهد بود که چوب کج‌انگاری بخورد و در مقام پاسخگو بر‌آید.

و اما سوال اساسی اینجاست:
آیا محمد رضا شجریان یک اسطوره‌ی زنده است؟ یا تنها یک شخصیت کاریزما یا کلماتی مشابه که به اشتباه رو در کوی واژه‌‌ی اسطوره‌ کرده‌اند؟
 
ادامه دارد...



هدایت عابدی‌جو : 3 آذر 1387


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم