هنر سینما از همان روزهای اول پول ساز بودن خود را اثبات کرد و جاذبه آن به
حدی بود که همه حاضر بودند برای دیدن آن پول بپردازند. مغزهای تجاری نیز فرصتی
ایدهال یافته بودند
و در اندک زمانی سرمایه نقشی اساسی پیدا کرد. رقابت بین تنظیم کنندگان موسیقی
فیلم به جایی رسید که اقدام به انتشار فهرست موسیقیهای مناسب فیلم کردند. از
اولین نمونههای چنین حرکتی میتوان به کمپانی ادیسون اشاره کرد. که در سال 1909
اقدام به چاپ نمونههایی با عنوان مشخص کرد. در میان انبوه عنوان های انتخاب شده
میتوان به خوشایند، غمگین، سرزنده و ..... بسیاری عنوانهای دیگر اشاره
کرد که هر یک برای استفاده در فیلم با توجه به چگونگی حال و هوای آن مورد استفاده
قرار میگرفتند.
هر چه از عمر سینما میگذشت فهرستهای موسیقی انتخابی نیز کاملتر میشدند، حتی
عنوانهای آنها با جزئیات بیشتر برای صحنههای مختلف بکار گرفته میشد.
کمدی، عاشقانه، عصبانی، تعقیب، اسرارآمیز، غمگین، خوشحال و ...... از جمله
عنوانهای جدید بودند که هر روز به تعداد آنها افزوده میشد.
یکی از مشکلات مهم این روش، کلیشه شدن موسیقیهای مورد استفاده بود و اغلب
قطعاتی مشخص برای فیلمهای بیشماری مورد استفاده قرار میگرفت. جیمز.ال.لیمباکر [1]
در کتاب موسیقی فیلم- از ویلن تا ویدیو[2]
، در مقالهای به عنوان "نخستین روزها"[3]
در این مورد چنین مینویسد:
"شهرت موسیقی کلاسیک هم مورد هجوم قرار گرفت، سینماها روزانه میلیونها
تماشاگر داشتند که در مقابل این موسیقیهای کلاسیک قرار میگرفتند، اگر چه عدهی
بسیاری از آنها نسبت به این مساله آگاهی کافی نداشتند. سکانسهای تعقیب بدون هیچ
تغییری با اورتور ویلیام تل اثر روسینی [4]همراهی می شدند و آثار مشابه دیگری چون اورتور
زامپا[5] ساختهی هرولد، ملودی در فاماژور
از روبنشتاین[6]، سرناد اثر شوبرت[7]، ستاره عصر گاهی اثر واگنر[8]، نوکتورن
اثر شوبرت[9]..... آثاری از الگار، چایکوفسکی،
پوچینی و گریک[10] بارها استفاده شدند."
فهرست موسقی فیلم نیز با وجود چنین مشکلاتی نمیتوانستند به تنهایی از عهدهی
موسیقی فیلم برآیند. رهبران ارکستر همیشه درصدد تعویض صحنهها بودند تا با دادن
علامت، نوازندگان را از شروع قطعهی متفاوتی با حال و هوای دیگر مطلع کنند، بسیاری
اوقات این مهم امکان پذیر نبود و اجرا دچار مشکلاتی میشد. حتی بسیاری از اوقات
نوازندگان در انتخاب موسیقی بسیار ساده بیدقت عمل میکردند. حاصل اشتباه آنها،
روی پرده به یک فاجعه تبدیل میشد.
نوازندگان و تنظیم کنندگان مختلف آنقدر در مورد این مساله تلاش کردند تا
سرانجام پدیدهای با نام برگه راهنما[11] ابداع شد.
کسی که برای اولین بار این برگهها را طراحی کرد ماکس وینکلر[12]
نام داشت.
تونی توماس[13] نویسندهی کتاب موسیقی برای فیلمهای
سینمایی[14] در مورد وینکلر چنین مینویسند:
"مردی که برگههای راهنمای موسیقی فیلم را اختراع کرد، ماکس وینکلر بود،
او آهنگساز و حتی یک نوازندههم نبود، او فقط کارمند سادهی کمپانی نشر موسیقی
کارل فیشر[15] در نیویورک بود. وینکلر در ارتباط
مستقیم با رهبران ارکستر و پیانیستهایی بود که به کمپانی فیشر مراجعه میکردند، و
تقاضای راهنمایی برای انتخاب موسیقی مناسب فیلم را داشتند-موسیقیای که بتوانند آن
را روی تصاویر اجرا کنند. وینکلر یکی از بهترین کارمندان کمپانی بود، حافظهی او
کاتالوگ هزارن قطعه موسیقی از انواع مختلف بود. او همچنین استعداد تشخیص فرصتهای
مناسب را داشت."
یک نمونه برگهی راهنمای موسیقی فیلم
(برای دیدن تصویر بزرگ بر روی عکس کلیک کنید)
در کتاب موسیقی فیلم- از ویلون تا ویدیو، ماکس وینکر در مقالهای با
عنوان "پیدایش موسیقی فیلم"[16]چنین
آورده است:
یک روز در بهار سال 1912 یه یکی از سالنهای کوچک نمایش فیلم، که به سرعت در
تمام سطح شهر پراکنده شده بودند، رفتم. میخواستم یکی از فیلمهای دیدنی دوران را
ببینم. نام فیلم عروسهای جنگ[17] بود و نازیمووا[18] هنرپیشهی
محبوب خارجی در نقش یک زن حاملهی روستایی در آن بازی میکرد. پادشاه این سرزمین
افسانهای، از روستای محل زندگی نازیمووا عبور میکرد. نازیمووا خودش را جلوی او
پرتاب کرد و دستانش را رو به آسمان بلند کرد- او گفت: نه، او هیچ چیز نگفت، بلکه
میان نویس روی پرده چنین گفت: اگر شما به ما زنان حق ندهید که در مورد مخالفت یا
موافقت با جنگ رای دهیم، من برای چنین کشوری فرزندی به دنیا نمیآورم.
پادشاه بیاعتنا به راه خود ادامه داد. نازیمووا دشنهای بلند کرد و خود را
کشت.
پیانیست حاضر در سالن تا آن لحظه بسیار خوب فیلم را همراهی کرده بود، اما
چیزی را که در آن لحظه شنیدم باور نمیکردم، درست در لحظهای که نازیمووا در مقابل
چشمان خانوادهاش آخرین نفس خود را کشید، او شروع به نواختن یک آهنگ قدیمی کرد به
نام "تو مرا به این روز انداختی"[19]. آن
پیانیست یکی از مشتریهای من بود و تاب تحمل نداشتم، اندکی بعد پشت صحنه رفتم و از
او پرسیدم که چرا این آهنگ بخصوص را برای آن لحظه انتخاب کرده است. او گفت: من فکر
کردم بسیار روشن است، آیا این اشتباه پادشاه نبود که او خودش را کشت؟
سوء برداشتهایی این چنین، درامها و تراژدیها را به فاجعههای خندهدار
تبدیل میکردند."
....ادامه دارد....
- James L.Limbacher
- Film Music. From violins to Video. By:
J.L.Limbacher. Scare Crow Press.
- The Early Days(How all it began)
- William Tell Overture. Rossini.
- Zampo Overture
- Melody in “F”. Rubenstein.
- Sernade . Schubert
- Evening Star. Wagner
- Nocture. Chopin
- Elgar. Tchaikovsky, Puccini. Grieg.
- Cue Sheet
- Max Winkler
- Thony Thomas
- Music For The Movies. By: T.Thomas. Dane Pub.
- Carl Fischer
- The Origin Of Film Music
- War Brides
- Nazimova
- You Made Me What I Am Today.
منبع: موسیقی فیلم، تالیف و ترجمه : شاهرخ خواجهنوری، محمد حسین تمجیدی