|
از وقتی که وی برگشته گردابی از اخبار و حوادث با خود آورده است. تو گویی که با کمری محکم بسته آمده تا هدفی مشخص شده را به مقصود مطلوب رساند. هر چند هم من و هم شما میدانیم که مقصود او مطمئنا رخ نمایی از نیمایوشیج موسیقی نیست و نبوده، چرا که تا کنون هیچ رنگ و بوی جدیدی از ساز و موسیقی اش را به گوش جانها نرسانیده است و غریب به یقین هم نخواهد رساند. اما مقصودش چیست؟ پی چه میگردد این مرد؟
(قبل یا بعد از خواندن نگاشته های شخصی من دعوت میکنم مطلب بسیار زیبای جناب آقای هوشنگ سامانی را مطالعه نمایید. اینجا و اینجا)
از وقتی که ساز زدن، آموختن را شروع کردم تقابل دنیای استاد و شاگرد بازی قدیم و دنیای تیمچه اگزیستانیسالیستی امروزی ایران و شکوائیههای اساتید زیادی نظرم را به خودش جلب کرد. چنان این موضوع بغرنج رخ نموده بوده و هست که تو گویی این قضیه دلیل اصلی انزوای موسیقی ایرانی شده است. در گوشه کنار همین مبحث هزاران اخلاق رو به زوال رفته بوده و هست که همیشه چونان سدی محکم در برابر آبهای خروشان موسیقی ما ایستادگی میکند و دریغ از نیم ولت برق برای مصرف.
لطفی با سرو صداهای زیاد آمد. با انتقادهای عجیب. به بهانهی کمانچهاش و به پشتوانهی ابهت نامش.
وقتی کنسرت اولش را اجرا کرد مطمئن بودم که مانند بتهون هم ساخته باشد و به اندازه تمام بزرگان تار ایران یکجا ساز بنوازد باز هم به سختی نقدخواهد شد.(که شد)
چند بار با رادیو مصاحبه کرد و میکند. بعد از 25 سال به تلویزیون رفته و احتمالا باز هم میرود.شایعه میشود که کنسرتش قرار است مستقیما از تلویزیون پخش شود. اربدهی دوست خواهی و گردهمآیی بزرگان و اساتید موسیقی سر میدهد.
کنسرت بعدیاش را با کلی جوان بی نام میگذارد و از طریق تست، اعضا گروهش را دستچین میکند.
اگر گمانه زنی نکنیم که در آیندهی نزدیک با دولت مردان و رئیس جمهور هم به گفتگو خواهد نشست زیادی بیکار نشستهایم. در تفکرم که آيا محمدرضا لطفی میداند که تمامی شمشیرها برایش از رو بسته شدهاند و آیا می تواند تمامی تحلیلهایی را که بعد از کنسرت آیندهاش خواهد کرد را پیش بینی کند. آیا میداند که خواهند گفت "برای این جوانها را به گروه آورده تا مقصران اصلی ضعف کار باشند"؟ آیا میداند که "خواهند گفت موسیقی این بزرگ مرد ته کشیده است"؟
آیا میداند که خواهند گفت "همه برگشت وی به ایران تنها برای توجه بیشتر عمومی و نقطه عطف شدن اخبار بوده است"؟ آیا میداند که خواهند گفت "جوان گرایی حربهای قدیمی برای فرار از انتقادهای احتمالی صحیح است"؟
آیا میداند که مورد بسی انتقاد و اظهار نظرهای روا و ناروا قرار خواهد گرفت.
؟ از آنجا که به زعم من موسیقی ما مشکلاتش کمتر از ساختار خود موسیقی و بیشتر از بستر است پس تحلیل این ایام محمد رضا لطفی را سخت میدانم چرا که از یک سو رفتار جامعهی عجیب و غریب ایران را داریم و از سوی دیگر بازخوردهای شخص محمد رضا لطفیست که مشخص نمیکند تا کی و کجا بر سر اهدافش اصرار خواهد ورزید.
بهتر میدانم که گامبهگام با این بزرگ مرد آمد و دید که حرکت بعدیاش چیست؟ آیا زود پایش را از این میدان به در خواهد کشید یا آنچان میایستد تا همه قوم به حج رفته موسیقی ما را دور هم جمع کند و قافله سالار آینده روشن این وادی شود؟
آیا هدیه برگشت محمد رضا لطفی به مملکت تزریق روشنفکری و ایجاد فضایی بهتر و رو به رشد برای موسیقی ایرانی و شکستن مهر تحریمهای چندین ساله بزرگان و ایجاد تحرک و پویایی ست؟
ای کاش بتوانم (یا بتوانیم) کنسرت آیندهی ایشان را بدون هیچ پیش زمینهای و تنها بخاطر موسیقی به گوش بنشینیم.
به انتظار مینشینیم و می نگریم که لطفی با موسیقی این مملکت چه خواهد؟
هدایت عابدی جو
: 25 اردیبهشت 1387
|