مطمئنا این متن سیاسی نیست اما شما به اشتباه می پندارید که هست، می پرسید چرا؟ خوب بپرسید! اینجا سایت من است ولی من مسئول سوالهای ذهنی شما نیستم؟ اصلا مگر من جواب همه سوال ها را میدانم؟ مگر شما میدانید که من بدانم؟ حالا چه کسی باید مشخص کند که این متن سیاسی است یا نه ؟ اصلا چرا قرار شد که شما بپندارید که این متن سیاسی است؟ چرا من که آخر کار فکر میکنم این متن سیاسی نیست برداشت شما را به بیراهه می برم؟ .........
شاید این جملات در حس و حال فیلمی با نام پرسپولیس باشد. نیست؟ مگر فیلم را دیده اید؟ اگر فیلم را دیده اید و هیچ شباهتی ندید و پس دباره ببینید و اگر هم ندیدهاید حتما ببینید؟ چرا حق را به من نمیدهیدکه همه سطرهای بالا آنگونه که من می پندارم در راستای فیلم پرسپولیس است و من در یک همزاد پنداری کلمات در برابر تصویر قرار دارم؟ برای کلافه شدن کمی زود است.عجله نکنید.
از مرجان ساتراپی مینویسم. اصلا چرا من بنویسم؟ مگر ویکی پدیا در قید حیات نیست که خودتان بخوانید. (درباره مرجان ساتراپی در ویکی پدیا)
مرجان رمانش را نوشت.رمان پرسپولیس را. در فرانسه و به زبان فرانسه. همانی که من شنیده ام داشتنش در ایران بفهمی نفهمی موی دماغت میشود. دویست هزار فرانسوی زحمت خواندنش را به جان خریدهاند. همان کتاب حسب حال نویسی که هرگز به زبان مادری اش نوشته نشده است.خوب چرا به زبان مادری نوشته شود وقتی که در کشورش تنها نقل داستانهای روزمره شیرین مجاز است و سیر و سلوک آلیس وار در سرزمین عجایب.
وقتی یک کتاب با مضمون زندگی نامه فروش خوبی میکند و مخاطب و اسم و رسم می آورد پس چرا فیلم نباشد. آن هم یک کار متفاوت، یعنی انیمیشن. فیلم انیمیشن یک زندگی نامه ایرانی با زبان فرانسوی !!!!! Oh My God یعنی چی؟ چرا ننویسم "بلا به دور". شما با کدامش راحترید.
کاش این همه آسمان ریسمان نکرده بودم تا به موسیقی متن فیلم پرسپولیس برسم. زندگینامه یک ایرانی! به زبان فرانسوی! و با موسیقی متنی که در آن هیچ نایی در هیچ نی دمیده نمی شود!
اگر نویسنده این مطلب از هر گونه فکر متحجر و دگمی عاری نبود که دو بار فیلم پرسپولیس را نمیدید و صدها بار موسیقی متنش را گوش نمیکرد و از کل کار لذت بی بدیل نمی برد.خوب هم میداند که هنر ابزار بیان احساستِ بعضا شخصیست که با هر وسیله و ابزاری که هنرمند مایل باشد میتواند به ادای آن بپردازد. اما سخن نگارنده واقع بینی صرف به کل ماجراست.
هدف چیست؟ این فیلم برای ما بود یا مردم فرانسه؟ مردم فرانسه از دیدن این فیلم چه نتیجهای گرفته یا خواهند گرفت؟ جز اینکه تنها به دیدن یک داستان یا رمان مثل سایر فیلمهای داستانی خانوادگی پرداخته و لذت بردهاند آن هم به شکلی که دقیقا مطابق با ذائقه شان بوده است.
باور کنید تصورش برای من سخت است دیدن یک فیلم از زندگی نامه مثلا یک فاشیست، یا مثلا یک کمونیست روس، یا هر انقلابی زجر کشیدهای با زبان کاملا ایرانی و لحجه شیرازی همراه با موسیقی از حسین علیزاده.
موسیقی فیلم پرسپولیس یکی از زیباترین موسیقی های متنی ست که تا کنون شنیدهام و در کمال تعجب باید گفت به شکل بسیار زیاد و عجیبی به شکل و فرم صحنههای فیلم نزدیک است. رنگبندی سازها در سکانسهای مختلف فیلم از جمله صحنههایی که قهرمان فیلم در ابرهاست یا خانه به دوش میشود ستودنیست.این موسیقی هر چند ایرانی نیست اما به شکل بسیار وهم برانگیزی زیباست و به خوبی از پس همراهی ناخودآگاه بیینده با حس و حال شرایط مختلف فیلم برآمده است.
ناگفته نگذارم که آخرین آهنگ از موسیقی متن این فیلم آهنگ بسیار زیبای "گل یخ" از کوروش یغماییست با حس و حال و اجرای فرانسوی اش. که شنیدنش را حتما به شما دوستان عزیز توصیه میکنم.
کل موسیقی متن فیلم پرسپولیس را دانلود کنید
توضیح:
پارادکس ها و دوگانه گویی های متن، توسط فیلم پرسپولیس تزریق شده است، از داستانهای تلخِ روایت شده از جامعه ما گرفته تا یک فیلم تمام فرانسوی که به ایرانیان تقدیم شده تا موسیقی که اینقدر زیباست اما بیانگر این همه درد نیست. « تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»