"شب‌ سکوت کویر"، که راه "جاده ابریشم" را "تا بیکران دور دست" می‌کشاند - کنسرت کیهان کلهر

این مرد سیبیلویی که موهای نیم مشکی نیم سفیدش را به شکل غریب٬ زیبایی هنگام امواج رقص‌وار جسم و روحش با محیط٬ با ساز و با تماشاچیانش از دو طرف گونه‌هایش سیلاب می‌کند٬ بر روی هرم زیبایی داشته هایش به نظاره‌ی گوش‌های مشتریان بازار نواهایش نشسته است.

زاغ سیاه خریداران دکان این مرد سیبیلو را قبل از شروع اجرایش حسابی چوب زدم. شنوندگانی بس عجین با یک آرشه‌کش مهیب٬ وزین. آرایش زنانش نه بسان کنسرتهای شجریان غلیظ٬ نه مثل فرهاد فخرالدینی بورژوایی و نه مانند گروه کامکارها محلی ست. با خط اطو‌ی شلوارهای پارچه‌ای فقط می شود بر روی یک کمانچه کشید٬ سر هیچ گاوی را نمی‌‌برند. حاضرین٬ ولنگارتر از متعصبین فرقه‌های خاص یک مسلک موسیقیایی بنظر میرسند و انگار که یکا‌یکشان خوب می‌دانند تکلیفشان با ذائقه شنیداریشان چیست. مثل اینکه هیچ کدامشان بلیت مجانی و افتخاری نگرفته باشد و هیچیک به دنبال رفتگریِ مشغله در کوچه‌های شلوغ و سرسام آور زندگی نیامده‌اند. همه هستند تا کیهان کلهر٬ این مرد سیبیلوی کمانچه نواز را بشنوند.

کیهان کلهر

کلهر٬ که از لانه‌ی شب و در سکوتِ کویرِ مشرقی‌های آواز محمد رضا شجریان بال کشید گام در جاده‌یی ابریشمی گذاشت و کوله بار نداشته‌های وطنی را در مشتِ محکم قلاب شده اش با آرشه آویخت و عزم سفر کرد. به هر منزل که میر‌‌‌‌سید چیزکی از توبره‌ی ژنده‌اش را می‌داد و دولچه‌ی لبریزی از قنات‌شان بر می‌کشید. ژائو ژیپینگ٬ اردال ارزنجان٬ بروکلین رایدر معاشران جدید دیروز و همگامان راه امروزش شدند. کلهر از سفر کیهانی‌اش بازگشته است. با سازی جدید در دست. شاه کمانی که قرار است یک‌مقدار اکتاو بم‌تر از کمانچه باشد. در بوقچه‌ نیمه سنگینش سه متاع بیرون می‌کشد. احساسات گم شده در موسیقی اجدادی‌اش ٬ شیوه‌ی نوازندگی منحصر به فردش٬ ردیف نوازی نوادگانش. با هر سه قلم بر روی شاه کمان اختراعی‌اش منبت می‌کارد. فضای دلهره را با بم سنتور طرح میزند تا حزن را به نام هم که باشد درون صندوقچه‌ی انباری همیشه محکوم شده‌ی موسیقی ایرانی جا گذاشته باشد. کیهان به خوبی ساختن فضای جدید حسی با ساز کمانچه را به کلهر آموخته است. جریان سیال فضا با شیوه‌ی خاص نوازنده‌گی این مردِ چابک انگشت٬ نوروز خوانیِ فصل جدیدِ موسیقی‌مان را می‌کند. جای تاول‌های آرشه‌ از کوره راه‌های سفر٬ بر موتیف موتیف موسیقی‌اش نغمه می‌ترکاندند. نواهایش از " بیکران دور دست" تا تالار وحدت به ضرب آرشه اش کش میآمدند.

اما دریغ و صد دریغ که حمید رضا نوربخش در تکه‌ی دوم جشن موسیقیایی شبهای پر ستاره‌مان خواند. و بر سکوت آهنگین کویر گوشهایمان اعوجاج بی‌قواره‌یی انداخت. ساز صدایش ناجور ناکوک بود. صدای شقه‌ی دوم کنسرت کیهان کلهر که هم نی داشت٬ هم سنتور٬ هم تار٬ هم رباب٬ هم بم سنتور٬ هم کمانچه٬ هم تنبک و هم دف آهنگی دلنوازتر از یک گروه کلاسیک ایرانی داشت. دینامیک صدا با هیچ کدام از نمونه‌های قبلی مطابقت نمی‌کرد. تصنیف‌هایی که سازها برایش فضاسازی می‌کردند و محیط را باردار رویش کلامی مولانا وار٬  یک خلقت دیرهنگام اما خوش یمن در این دیار زنگار گرفته است. هر سازی ساز خودش را نمی‌زد. محیط از صدای بی‌محابای سازها خش بر ‌نمی‌داشت. سر انگشتان نوازنده‌ها چنان رام شده در کوچه‌ باغهای سازها قدم میزد که صدای پای هیچ کدام به تنهایی رهگذر نشسته بر صندلی‌اش را رنجیده خاطر نمی‌کرد.

آنچه آن مرد با آرشه‌اش نغماند نواهای مانده‌ در گلوی صدها ساله‌ی حنجره‌ی سرطان زده موسیقی‌مان بود که بر تارک ذهن مخاطبین غوطه ور شده‌ در نواهای بی‌خانمان٬ نقشی به  زیبایی یک چکاوک خوش نوا زد.


شب سکوت کویر: نام آلبومی است به آهنگسازی کیهان کلهر با صدای محمدرضا شجریان
جاده ابریشم: نام آلبومی است به آهنگسازی کیهان کلهر
تا بیکران دور دست: آلبوم دونوازی کمانچه‌ی کیهان کلهر و باغلامای  اردال ارزنجان


هدایت عابدی جو : 28 تیر 1389


یک فیلم٬ یک شات٬ یک موسیقی-11 - A Single Man


نام فیلم: A Single Man
سال تولید: 2009
کارگردان: Tom Ford
آهنگساز: Abel Korzeniowski

صدای دنده‌های شیار قفل کشوی میز جورج فالکونر٬ کلاویه‌های پیانوی تنهایش را نیز به رقص می کشاند و دیری نمی پاید که با رونمایی رولور براق مشکی٬ پرده از شاه کلید نجات بخش افکار وی برداشته میشود. حجم مشوش وار آوای سازهای کششی٬ با چیدمان کتابها درون کیف خالی٬ موضوع را جدی تر از یک خیال وهم‌آلود دنیای تنهایی می نمایاند.
استاد دانشگاه٬ شق و رق و سوار بر موسیقی دلهره که بعد از رولور و قبل از آقای فالکونر جایی برای خودش دست و پا کرده است به سمت آخرین دیدار و خرده دستورهای معمول به مستخدم خانه می کشاند. حین گفتگوی جورج با مستخدم خانه٬ موسیقی به آرامی بساطش را ورمی چیند و سکوت نه چندان پایداری را به تصاویر و صدای محیط هدیه میکند.

خودروی اقای فالکونر که از پارکینگ در میآید موسیقیِ حرکت٬ می آغازد. دیگر از صدای پیانو و تنهایی خبری نیست. هروله‌ی خاطرات زندگی خانوادگی با تصاویر شگفت انگیزی از لی‌لی دختری زیبا می آمیزد که با وسواس وصف ناپ‍ذیری گوشه دامنش را با دستان دراز شده اش به چپ و راست می جنباند و به آرامی جایش را از گوشه ی ذهن جورج بر می چیند. نشانه گیری سرباز کوچولی دنیای بازی‌ها٬ وجود اقای فالکونر را چنان با خود به گذشته می کشاند که او نیز سگک انگشتش را بلند میکند و ماشه را میکشد.

زنی که دست تکان میدهد و پسر نوجوانی که غرق درعالم خودش٬ به مدرسه میرود همگی ایام نظیف زمانی دوراز زندگی این استاد دانشگاه است که وی همگی‌اش را با عشق به یک همجنس طاق زده است. موسیقی٬ چنان شخصیتی به خود می گیرد که تغییر لوکیشین‌ها و فضاها شما را شوکه که نمیکند٬ هیچ٬ یکپارچگی عجیبی را نیز به تار و پود حوادث پیش روی دیدگانتان عرضه میدارد. برخورد وی با زن‌های خیابانی٬ باز کردن راهش از میان دانشجویان دانشگاه که همگی معکوس حرکت میکنند و دست تکان دادنش برای یکی از شاگردهایش هیچ موسیقی متفاوتی جز آنچه در زمینه می‌شنوید به خود نمی پسندند.

چشمان سبز و لبان قرمز منشی و صدای قلبی که به نماینده‌گی از حضور جاری زندگی بر طبل تصویر می نوازد٬ اجازه نمیدهد که اقای فالکونر از داده شدن آدرس خانه‌اش به یک دانشجو٬ خرده‌ای به دل بگیرد.

بدینسان است که موسیقی فیلم به چنان عظمت و شخصیتی میرسد که تصاویر٬ بدون آن عریان از هر انگاره‌ای میشوند.

هدایت عابدی جو : 3 تیر 1389


یک فیلم٬ یک شات٬ یک موسیقی-10 - Revolutionary Road

RevolutionaryRoad

نام فیلم: Revolutionary Road
سال تولید: 2008
کارگردان: Sam Mendes
آهنگساز: Thomas Newman

مرسوم است که یک فیلم چنان نگاه٬ گوش و احساس شما را گرداگرد شخصیت اول داستانش می گرداند تا آنچه که مد نظر کارگردان بوده را برداشت کنید.
آنجا که کارگردان تصمیم می گیرد تا بقبولاند که کاراکتر مورد نظرش اشتباه کرده ‌است٬ آنجا که میخواهد وی مظلوم و در جای دیگری ظالم جلوه دهد و صدها حس دیگر. کمتر می شود که مخاطب با شخصیت‌های داستان همزاد پنداری نکرده و احساسش بر خلاف وی مکدر یا مشوش گردد. این اتفاق با ابزار تصویر٬ دکور و موسیقی در فیلم Revolutionary Road چنان تکرار می شود٬ تا شما همه‌ی حق را به آپریل ویلر٬ همسر فرانک بدهید.
او همه تلاشش این است که منحصر به فرد باشد تا وانمود کند که با دیگران تفاوت فاحش دارد و خاص می پندارد و یگانه روزش را شب می کند. اوست که به یک باره عجیب گونه اشتباهی می کند و افسار اسب آرام زندگی‌اش را رم می دهد به سوی کشور دور دست فرانسه تا به رویاهای تخیلی اش بیاندیشد. در راه نرسیدن وی به مقصودش٬ همه عناصر فیلم دست در دست هم می‌دهند.

در یک شات از فیلم که وی با دوست خانوادگی‌شان در کافه ای تنها شده‌ است دیالوگی آغاز می گردد. صدای جاز مناسب رقص، هل هله‌اش را آغاز می کند. پس از اندی محاوره، رقصیدن را آغاز می کنند. موسیقی جاز رقصیدن را غوطه ور کرده است، دوربین آپریل را نشانه می رود، شکارش میکند. هدف، تو را مال خودش میکند، اینجا تصویر آغازگرست. موسیقی جاز کمرنگتر می شود و صدای خلسه وار موسیقی ای متشکل از پیانو و ساز زهی به آپریل می پیوندد تا تو را قانع کند که محیط از آن اوست. که تنهایی اش را با کمک خودش یکجا سربکشی و هم آغوشی سکانس بعدی را حقش بدانی.

هدایت عابدی جو : 1 خرداد 1389


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم